RQ170 از اولش هم مال ایران بود!

 

"حسین قدیانی"

مرصاد به نقل از کیهان نوشت:: اغلب شهروندان آمریكا، بلكه مردم دنیا، اوباما را شیادی می دانند كه با شعار «تغییر» سركار آمد، اما چیز خاصی را تغییر نداد. همین جماعت، با استناد به شرایط امروز كاخ سفید در عرصه های اقتصادی داخلی و سیاست خارجی، معتقدند؛ اگر حركت از «بد» به سمت «بدتر» تغییر است، البته كه اوباما، در شعار «تغییر» پردروغ نمی گفت! نگارنده نیز مثل 99 درصد جهانیان، اعتقاد دارم اوباما، نتوانست - و اصولا نمی تواند! - سیاست های نظام سلطه را تغییر بدهد، اما در عین حال، بر این گمانم كه اوباما حداقل در مواجهه با ایران، دست به تغییرش عالی بود و هرچه بود، در برابر ملت ما، خوب تغییر كرد و در سر دادن شعار تغییر، اصلا دروغ نگفت! قضاوت با خودتان...

اوباما؛ اوایل فتنه 88: در انتخابات ایران تقلب شده. ما از سران فتنه، تا لحظه سقوط جمهوری اسلامی، دفاع می كنیم. هفته بعد جمهوری اسلامی سقوط می كند! میز كار من در اتاق بیضی، فی الواقع بخشی از گزینه نظامی است! چنگیز! ویز ویز نكن، كه ما بیداریم!! RQ170! پهپاد! برای فتح ایران، بزن بریم به سرعت برق و باد!!

اوباما؛ اوج فتنه 88: در مقابله با جمهوری اسلامی، همه گزینه ها به خصوص گزینه نظامی روی میز ماست. شده از شكم مردم آمریكا بزنیم، اجازه نمی دهیم فتنه گران، دچار مشكل شوند. حمایت مادی و معنوی ما از آشوب گران، تا سقوط جمهوری اسلامی ادامه دارد. هفته بعد، نه اون یكی هفته، نه حالا بگو؛ هفته بعدش (!) جمهوری اسلامی حتما سقوط می كند!! در ضمن، ما به همه گزینه ها فكر می كنیم! عن قریب، باد پهپاد آمریكا، انقلاب اسلامی را خواهد گرفت!

اوباما؛ یوم الله 9 دی 88: اگرچه هنوز گزینه مذاكره، روی میز ماست، اما احتمال استفاده از گزینه نظامی، به قوت خودش باقی است. مردمی كه امروز در خیابان های ایران به حمایت از جمهوری اسلامی آمدند، با اتوبوس و به عشق ساندیس بود! عجالتا جمهوری اسلامی تا اطلاع ثانوی سقوط نمی كند!! خاك بر سر این اپوزیسیون، كه مالیات مردم آمریكا را زدند به شاخ گاو!! پهپاد فعلا در حال سوخت گیری است!!

اوباما؛ ماجرای بیداری اسلامی: این درست كه به قول آن گور به گوری، خاورمیانه دارد روی انگشت سپاه قدس می چرخد، اما در مبارزه با جمهوری اسلامی، همه گزینه ها روی میز است! با پایان دوره ریاست جمهوری من، نظر به جنبش تسخیر وال استریت، همین كه كاخ سفید، بیشتر از این سقوط نكند، صهیونیست ها شانس آورده اند!! پهپاد! برای جاسوسی به ایران برو!!

اوباما؛ بعد از تسخیر RQ170: از سران جمهوری اسلامی، عاجزانه می خواهم كه یا این طیاره زبان بسته را به ما برگردانند، یا بگویند این طیاره زبان بسته را كی به ما برمی گردانند!! تا آن روز، فعلا گزینه تحریم، تشدید می شود، هرچند كه همه گزینه ها از گزینه مذاكره گرفته تا گزینه نظامی، روی میز آمریكاست!! با كسی هم شوخی موخی(!) نداریم؛ گفته باشیم!!

اوباما؛ دقایقی بعد از نماز جمعه تاریخی خامنه ای بت شكن: روی میز كار من در اتاق بیضی، چیزی كه اصلا نیست، گزینه نظامی است!! قبلا هم كه یك چیزهایی برای خودم داشتم می گفتم، منظورم زیر میز بود، نه روی میز !! من 3 نقطه خوردم!! من اصلا سران فتنه را به جا نمی آورم! گور بابای پهپاد! رئیس جمهور اسرائیل، خلاف ادب است، اما مثل سگ دروغ می گوید! هر كشوری می خواهد با ایران بجنگد، هری! ما كه نیستیم! وانگهی! من خودم، اجدادم مسلمان بودند!! جمهوری اسلامی را هم دوست دارم! در شكر خوردن، لذتی هست كه در نمك پاشیدن نیست! الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، خامنه ای رهبر؛ 34 مرتبه!!

اوباما؛ بعد از تهدید ایران به بستن تنگه هرمز: اصلا RQ170 از اولش هم مال ایران بود!! من خودم اسم كاملم باراك حسین اوباماست و اتفاقا نام كوچك حاج حسین آقا، مدیر مسئول كیهان هم «حسین» است!! این را هم بگویم كه من از اول، ارادت خاصی به امت حزب الله داشتم!! روی میز كار من هم، هركسی گزینه نظامی پیدا كرد، بیاورد، به نامش می زنم!!

اوباما؛ بعد از یوم الله 12 اسفند: اولندش، چه كسی حالا از جنگ با ایران صحبت كرده، كه خودم بزنم توی گوشش؟! دومندش، مگر جنگ با ایران بچه بازی است؟! سومندش، من خودم به «فاتح دماوند» (!!) گفتم كه رای بدهد!! چهارمندش، خیلی هم كار خوبی كرد و اصلا به اپوزیسیون چه مربوط؟! چندمندش، من خودم به شخصه، دست و بازوی ملت ایران را می بوسم!! انرژی هسته ای، حق مسلم ایران است!! ما مخلص سپاه قدس هم هستیم!! تازه! سردار عزیز جعفری، عزیز ما هم هستن ایشون!! من خودم به آقای جنتی كه سایه ایشون، بر سر ما مستدام باشه، از بچگی ارادت داشتم!! این را هم بگویم و خلاص! یعنی اگر نگویم، باد می كند توی دلم... آهای نتانیاهو! تف توی هیكلت.

 

 

 

روزنامه نگار و وبلاگ نویس مشهور یهودی در مقاله ای که در وبلاگ خود منتشر کرد، گروهک منافقین را یک فرقه سیاسی خواند که از راه ترور کسب درآمد می کند.

مرصاد به نقل از هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور)، «ریچارد سیلورستین» روزنامه نگار و وبلاگ نویس مشهور یهودی که در شهر سیاتل در ایالت واشنگتون زندگی میکند در مقاله ای که در وبلاگ خود منتشر کرد ضمن تروریست خواندن گروهک منافقین از حامیان این فرقه به شدت انتقاد کرد.

سیلورستین منبع درآمد منافقین را ترور هایی خواند که برای سازمان موساد در ایران انجام می دهند و اضافه کرد: بدون شک موساد خوب پول می دهد!

من حتی احتمال می دهم ۴۰۰ میلیون دلاری را که بوش برای ایجاد بی ثباتی در ایران در سال ۲۰۰۷ میلادی اختصاص داده بود در اختیار مجاهدین یا موساد یا هر دوی آنها قرار گرفته باشد.

این روزنامه نگار یهودی در ادامه ضمن انتقاد شدید از حامیان غربی این گروهک گفت: معلوم نیست حمایتهای «آلن درشوویتز» وکیل آمریکایی که در حمایت از اسرائیل زبان زد است از گروهک منافقین در قبال چه مقدار پول صورت گرفته است؟ من که شوکه می شوم اگر او خود را ارزانتر از ۵۰۰۰۰ دلار فروخته باشد.

وی همچنین آلن درشوویتز را به واسطه نظراتش در خصوص زباله دان خواندن کمپ لیبرتی و مطرح کردن آنها در کنفرانسی به میزبانی سازمان «طرح جهانی دموکراسی (GID)»، یک افسانه نویس خواند و ادامه داد: تنها حقوق بشری که برای او مهم است حقوق اسرائیل است که هر کاری که می خواهد با فلسطینیان بکند.

درشوویتز درباره دیگران نیز مزخرفاتی به هم میبافد که در راستای منافع اسرائیل باشد.

سیلورستین همچنین ضمن اشاره به تعابیری که منافقین درباره درشوویتز به کار می برند گفت: برایم جالب است وقتی می بینم اوباش خشنی مانند مجاهدین خلق او را مدافع حقوق بشر و برجسته ترین وکیل در پرونده های جنایی در جهان می نامند.

وی ضمن انتقاد از کسانی که از مجاهدین پول می گیرند تا آنها را حامی برقراری دموکراسی در ایران معرفی کنند گفت: باید ببینیم مجاهدین قبل و بعد از انقلاب ۱۹۷۹ ایران چه افرادی را کشته اند حتی برخی از این کشته شده ها آمریکایی بوده اند.

ریچارد سیلورستین در پایان مقاله اش ضمن تاکید بر اینکه منافقین برای رسیدن به اهداف خود حاضر به استفاده از هر وسیله ای هستند افزود: هنگامی که کشتن آمریکایی ها برایشان سود آور بود، آنها را کشتند و هم اکنون که کشتن دانشمندان ایرانی برایشان سودآور و درآمد زاست آنها را می کشند.


یکشنبه 21 اسفند1390 narsis
نظر بدهید


 

 
ما عاشقیم و امیدمان در این مبارزه به هیچ کس نیست . چشم امید ما تنها به زنان و دختران زیبا و روشنفکر ایرانی است ! که می دانیم بعد 33 سال تنها این زیبایان می توانند کاری از پیش ببرند
 
مرصاد به نقل از بولتن نیوز: تلویزیون سلطنت طلب "ایران آریایی" در برنامه دیروز خود با فحاشی به طیف مرتبط با نوری زاده و سازگارا و افشای پول گرفتن آنها از سرویس های جاسوسی امریکایی، تاکید کرد که این افراد عده ای بی خاصیت هستند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران ، آرین وطن خواه مجری برنامه شامگاهی این تلویزیون با لحنی بغض آلود اظهار داشت : " 33 سال است که جمهوری اسلامی بر سر کار است و شما مردم فقط به فکر زندگی و خانواده خود هستید ! آخر این چه وضعی است ؟ وی که چهره ای نا امید و خسته داشت ادامه داد : " ما عاشقیم و امیدمان در این مبارزه به هیچ کس نیست . چشم امید ما تنها به زنان و دختران زیبا و روشنفکر ایرانی است ! که می دانیم بعد 33 سال تنها این زیبایان می توانند کاری از پیش ببرند !

وی همچنین با حمله به گردانندگان کازینو ها و کنسرت های لس آنجلسی آنها را متهم کرد که برای نظام جمهوری اسلامی کار می کنند و از آنان خواست که خجالت بکشند از خودشان !

او که از حضور مردم در انتخابات مجلس بسیار عصبانی بود و مدام لبهای خود را می گزید، همچنین با معرفی گروهی به نام فرزندان رستم ! که از طرفداران رضا ربع پهلوی هستند ،اعلام کرد این گروه در چهارشنبه سوری جبران این 33 سال روی گردانی مردم از پهلوی را با آتش زدن و انفجار خواهند کرد!

گفتنی است حضور حماسی و همه جانبه ایرانیان که با لبیک به فرمان رهبری صورت گرفت چنان سیلی محکمی به گوش دشمنان این مرز و بوم کوفته است که تا مدتها زمان لازم است که بتوانند خود را پیدا کرده و باز در توهمات خیال پردازانه خود غوطه ور شوند


 

سید محمد خاتمی با جمعی از اعضای شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكی تهران دیدار و گفتگو كرد.

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران، جمعی از اعضای شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكی تهران همراه با چند تن از اعضاء موثر این انجمن در دوره های مختلف با حجت الاسلام سید محمد خاتمی دیدار و گفتگو كردند.
 

براساس این گزارش آنطور که سایت رسمی انجمن دانشگاه تهران نوشته است این تشکل دانشجویی حامی و نزدیک به سیدمحمدخاتمی در آخرین دیدار خود با وی، از عملکردش در خصوص انتخابات مجلس نهم و ماجرای "رای دادن" وی به شدت "انتقاد" کرده اند.

شنیده شده است اساس شکل‌گیری این جلسه وجود اختلافات در درون این تشکل بوده است که پس از شرکت خاتمی در انتخابات مجلس نهم جدی‌تر می‌شود. متن منتشر شده از محتوای جلسه و سوالات مطرح شده به خوبی مؤید این ادعاست.

مطالب زیر به نقل از سایت رسمی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، درباره برخی سوالات و مطالب مطرح شده از سوی اعضای این تشکل خطاب به خاتمی است:

* شما میان دو راهی گرفتار بودید اینكه رای ندادن شما تضعیف نظام است و رای دادن شما در حال گرفتاری آقایان موسوی و كروبی و خانم رهنورد و بسیاری از دوستان، خوب نیست. البته نقطه ضعف شما در اتخاذ تصمیم روشن است.

* شما در زمان ریاست جمهوری گفتید نمی‌خواهید در این مقام در راس اپوزیسیون باشید ولی بعد از ریاست جمهوری چرا تكلیف خود را روشن نكردید؟

* شما به عنوان كسی كه مورد علاقه و اعتماد بخش مهمی از جامعه بودید نمی توانستید و نباید انتظار و توقع آن بخش را نادیده بگیرید. لااقل می بایست تدبیری می‌كردید كه این انتظار و توقع پیدا نشود یا اگر شد نمی‌بایست كاری كنید كه تلقی بی تفاوتی به آن پیش آید. انتظار بخشی از جامعه این بود كه شما رای ندهید.

* می بایست از دو ماه پیش شفاف با مردم صحبت می كردید كه باید رای داد یا نداد و به آن عمل می كردید. مشكل همه ما اینكه دچار انفعال هستیم و یكی از معضلات ما فقر روشن مندی و نداشتن راهبرد مشخص است. ما نمی توانیم ذهن شما را بخوانیم ولی عمل شما گاه منفعلانه است.

* ما نمی دانیم مرز اصلاح طلبی كجا است؟ آیا خط قرمزی وجود دارد آیا هر چقدر هم تنگنا ایجاد كنند و مشكلات پدید آورند باز هم باید پای صندوق رای رفت؟ شما برای حضور در انتخابات شرایطی گذاشتید آیا برآورده شد؟شاید آینده ثابت كند كه كار شما درست بوده است ولی تبعات اقدام خود را از نظر دور ندارید كاش قبلاً با صراحت از حضورتان خبر می دادید كه جامعه دچار سوء تفاهم نمی شد.

پس از مطرح شدن پرسش‌ها و مطالب از سوی اعضای این انجمن، خاتمی با بحرانی نشان دادن شرایط و مطرح کردن توهم توطئه برخی تندروهایی که سعی داشتند اصلاح‌طلبان و نظام را رودرروی هم قرار‌دهند سعی بر توجیه عملکرد خود کرد که بعدها مطالب منتشر شده در وبلاگ ها و فیس بوک افراد حاضر در این جلسه نشان داد این افراد هنوز نسبت به عملکرد خاتمی انتقاد دارند و مستدلات مطروحه را نپذیرفته اند.

شنیده شده است حسین نقاشی دبیر اسبق این انجمن به علت بالا گرفتن دعواهای داخلی این تشکل از لاهیجان، شهری که در آن ساکن است، برای دیدار خصوصی با سیدمحمد خاتمی و گرفتن وقت برای دیدار با انجمن به تهران سفر می‌کند.

نقاشی در فیس‌بوک خود ضمن تایید این مطلب بخشی از محتوای جلسه خصوصی 40 دقیقه خود با خاتمی را که پس از نماز ظهر روز یکشنبه هفته گذشته صورت می گیرد را شرح می دهد:

* ایشان به دماوند رفته بودند تا در واقع به نوعی قهر سیاسی داشته باشند با این انتخابات انتخاباتی که مغایر با شروط مطرح شده از سوی ایشان بود.

* آقای خاتمی تأکید می‌کند که اساساً از ابتدا موافق تحریم انتخابات نبوده و این کار را دارای بار حقوقی- سیاسی خاصی می داند. از دید ایشان در انتخابات همین مجلس دست کم تا 50 درصد مردم مشارکت می کردند و در این اوضاع و احوال اساساً تحریم معنایی ندارد. کسی تحریم می کند که مطمئن باشد مشارکت را به پایین 20 درصد می تواند بکشاند. از این رو دو امر مشارکت در معرفی کاندیدا و لیست انتخاباتی دادن با رأی دادن شخصی را از هم جدا می کنند و همچنین معتقدند می بایست حداقل یک هفته زودتر این تفاوت فاز خود را در بحث تحریم انتخابات پر رنگ تر مطرح می کردند.

* با این حال می گویند این تصمیم و آن روز و شبی که بر ایشان گذشت، یکی از سخت ترین روز و شبهای شان بود. از عواطفی که از هواداران می توانست جریحه دار شود تا اهل بیت منزل خودشان! ‫با توجه به فرصت محدود پیش رو، تنها توانستند با تعداد کمی از افراد غالباً مجمعی مشورت کنند و نهایتاً رأی به "جمهوری اسلامی" را به صندوق می اندازند.

* من وجداناً نمی توانستم بپذیرم که باز بگیر و ببند و ایذاء برای هواداران و فعالان ایجاد شود. از این امر ناگزیر بودم. شاید تحلیلم که مبتنی بر پاره ای اخبار بود به وقوع نمی پیوست و اتفاقی نمی افتاد ولی نمی توانستم این ریسک را بکنم.

‫* نکته آخر اینکه ایشان تأکید دارند که من برانداز نبوده و نیستم! من نمی دانم پس از جمهوری اسلامی چه خواهد شد؟! نمی توانم تصور هرج و مرج و آشوب و جنگ داخلی را بکنم. می خواهند به من فحش بدهند، بدهند؛ من این هستم. من خود را از انقلاب و اصل نظام جمهوری اسلامی جدا نمی دانم. پس از من توقع بی جا نداشته باشند.‬

در واقع آنطور که نقاشی بیان می‌کند این جلسه یک طور جلسه توجیهی نسبت به عملکرد خاتمی و دیگر اصلاح طلبان در چند ماه گذشته بود. وی پس از آنکه برخی مستدلات خاتمی برای شرکت در انتخابات را از زبان خودش نقل می کند می نویسد: "من نسبت آنچه گفته شد متقاعد نشدم، در هر صورت از آنجا که دلیل رای دادن ایشان مبتنی بر انگیزه ای شرافتمندانه بوده، من تنها به آن احترام می گذارم، در عین حال که همچنان منتقدش هستم!"


.